انتهاي كهكشان ستاره قطبي
ساعت ۳:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٥/۸  کلمات کلیدی:

 متن زير نوشته نريمان در وبلاگ ستاره قطبي است، نريمان هم تصميم به رفتن گرفت، هر چند اميدوارم موقتي باشد و بزودي شاهد بازگشتش باشيم.
هيچ فكر كردين كه اينهمه آدمهايي كه اينجا، از پشت نت( از طريق وبلاگ، چت و....) باهم آشنا شديم اگه تو كوچه و خيابون همديگر رو ميديديم شايد يه نگاه چپ هم  به هم نمينداختيم؟ شايد به سلام طرف مقابل هم جواب نميداديم، چه برسه با هم دوست بشيم.... بعضي وقتا فكر ميكنم كه تو زندگي عادي  اگه نتونيم چيزي رو به دست بياريم( حداقل اونجوري كه ميخوايم) اينجا و از پشت مونيتورهامون هم نمي تونيم اونا رو بدست بياريم...  اينجا با يكسري كلمه و گاهي عكس روبرو هستيم كه بايد شكل دهنده كليه خصوصيات ظاهري و باطني طرف مقابل، برامون باشه( صرف نظر از اينكه بسياري از اين ارتباطهاي پشت نت به ارتباطهاي رودررو تبديل ميشن...) اين نوع ارتباط حداقل براي من راضي كننده نيست... شايد بد جايي رو واسه جستجو دنبال كردم... گاهي وقتا ميگم نريمان! در قبال اين همه وقت و انرژي و چيزهايي كه صرف وبلاگ نوشتن، اديت كردن ،پست كردن ، جواب كامنت ها و ايميل هارو دادن و... كردي ، چي بدست آوردي؟حساب  2 دو تا چهارتا نيست... حسابه نتيجه ست... حساب جستجوي بي ثمره .... كسي از من دعوت نكرده بود كه بيام و وبلاگ بنويسم... كسي هم از رفتن من ناراحت نميشه... ادامه را اينجا بخونيد