از مردمسالاري گريزي نيست
ساعت ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۳/۱  کلمات کلیدی:
اكنون 6 سال از آغاز جنبشي ميگذرد كه با نام اصلاحات در ايران شناخته ميشود. جنبش دوم خرداد را حتي اگر يك آغاز براي ميل اصلاح طلبي مردم ايران ندانيم كه البته نيست، بايد از آن به عنوان نقطه عطفي در اين مسير ياد كنيم.
دوم خرداد 76 بدين علت نقطه عطف محسوب ميشود كه توانست بسياري از مسايل مختلف را در مردم از عينيت به ذهنيت درآورد. دوم خرداد موجب تحولاتي گسترده در سطح جامعه گرديد و بي ترديد تاثير خود را در عمق جوانب گوناگون آن همچون اقتصاد، فرهنگ، سياست و هنر بر جاي گذاشت.
اگرچه ممكن است برخي در ارزيابيهاي خود از كارنامه جنبش اصلاح طلبي دوم خرداد، نتايج حاصله را چندان درخشان ندانسته و حتي آن را به بن بست رسيده تلقي كنند، اما واقعيت آن است كه با وجود مخالفتهاي جدي كه با اصلاحات صورت گرفته، اصلاح طلبي هرگز شكست نخورد. اين جنبش ممكن است در مقاطعي متوقف شده و يا هزينه هاي سنگيني پرداخت كرده باشد اما اصلاحات هنوز زنده است و ريشه هاي خود را در عمق جامعه ميدواند به نحوي كه امروزه حتي مخالفان اصلاحات نيز مجبور به پذيرش قواعدي شده اند كه از جمله آنها ميتوان به تلاش براي تثيرگذاري بر افكار عمومي اشاره كرد. موضوعي كه تا پيش از اين اهميت چنداني براي آنها نداشت.
از سوي ديگر عليرغم برخي تاثيرات و نتايج اصلاحات در ايران، اكنون به نظر ميرسد كه جنبش در يكي از دشوارترين مراحل حيات خود قرار دارد. مرحله اي كه شايد سرنوشت اصلاحات طي آن رقم بخورد. بي گمان اين سرنوشت هر چه باشد، پيروز ميدان مخالفان اصلاحات نخواهند بود چرا كه مردمسالاري سرنوشت محتومي است كه گريزي از آن نيست، هرچند كه بتوان آن را براي مدتي به تعويق انداخت.