پلوكباب، زيتون پرورده، مربا و باقي قضايا
ساعت ۱:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٤/۱٤  کلمات کلیدی:
آقا سياوش در وبلاگ خود با استناد به يك مطلب از من بنام پلوكباب در صومعه سرا نوشته است:
چند سال پيش دوستي را كه گيلاني نبود براي شامي يا نهاري به خانه دعوت كرديم . عيال مربوطه كه او هم گيلاني نيست ولي گيلاني ها را دوست دارد (خوش تيپي است . كاريش نميشود كرد) ، براي اينكه پذيرايي را كامل كند و به مهمان عزت تمام بگذارد بساط زيتون پرورده و شور كولي و اشبل را كما هو حقه فراهم كرد . بر سر سفره ، داشتيم كلي كيف ميكرديم كه عجب پذيرايي اساسي و مبادي آدابي از مهمان مربوطه كرده ايم كه بناگاه مهمان مربوطه پرسيد : ببخشيد اين چيه ؟ نگاه كرديم ديديم يك جور غرا يب عجايبي به زيتون بينوا زل زده ، كانه سوسك كنسروي ديده . آقا رفتيم بالاي منبر باندازه دو كتاب درمناقب زيتون ومزاياي روغن زيتون سخنراني مبسوط كرديم . بعد به مهمان تكليف كرديم كه : حالا ميل بفرماييد . مهمان بنده خدا ، كمي از روي كنجكاوي و بيشتر از باب اينكه مهمان را گفته اند كه خر صاحبخانه است ، دست كرد دو تا دانه زيتون برداشت گذاشت دهنش كه آقا چشمت روز بد نبيند ، ناگاه مثل اينكه مار او را گزيده باشد جلوي دهانش را گرفت و بلند شد و دويد طرف دستشويي و باقي قضايا ...

... اما اگر همين امسال ، فاصله رشت تا لوشان را طي كنيد ، به وضوح خواهيد ديد كه در اين منطقه ، زيتون و محصولات زيتون ، نقش اساسي در اقتصاد منطقه دارد . اين مساله علي الخصوص در روز هاي تعطيل و مسافري بسيار چشمگير است . بسياري از خريداران اصلا گيلاني نيستند . يعني درفاصله چند سال ، زيتون گيلان ، از يك چاشني تفنني بومي و محلي ، به يك عامل قوي اقتصادي فرا استاني تبديل شده كه به وضوح مشخص است هنوز ظرفيت هاي بسيار بيشتري دارد . همين مساله قبلا به نوعي ديگر در مورد كلوچه فومن هم تكرار شده و آنهم نتايج نسبتا موفقي داشته است .

تصور ميكنم سراواني عزيز در برخوردشان به مساله ، بيشتر به جنبه هاي طنز آميز موضوع توجه داشته اند و اندكي از انصاف دور شده اند ... سراواني عزيز ، آيا اشكالي دارد كه رشته خوشكار كه يك شيريني بومي و محلي ماست ، اگر پتانسيل اقتصادي لازم را داشته باشد ، بازار گسترده كشوري پيدا كند و به يك عامل اقتصادي ايجاد كننده در آمد تبديل شود ؟ آيا ممكن نيست كه در اين كالا ، ظرفيت و امكانات لازم براي اينكار وجود داشته باشد ؟ چطور است كه ما پاي سيب را بعنوان يك خوراكي فانتزي به رسميت ميشناسيم ولي رشته خوشكار را خنده دار ميبينيم ؟ چرا رستوران ماكسيم جاذبه توريستي فرانسه است ولي پلاكبابي جهانگير نميتواند جاذبه توريستي گيلان باشد ؟ آيا نميشود كه براي عرضه پلا كباب در قالب رستوران هاي زنجيره اي مثل Mc Donald فكري كرد ؟ خيلي خنده دار است ؟ از گوشت جز داده لاي نان كه اسمش را گذاشته اند همبرگر خنده دار تر است ؟ هيچ جور جاي تحقيق و بحث و بررسي و امكان سنجي ندارد ؟ هيچ جور نگاه اقتصادي نميشود به آن داشت ؟

جواب فقط بستگي به اين دارد كه ما مساله را چطور تعريف كنيم و با چه ديدي به آن نگاه كنيم . ظرفيت هاي توريستي ما كم نيستند . حتي پيش پا افتاده ترينشان ، موقعيت هاي بزرگي هستند كه ميتوانيم از آنها پول در بياوريم . شيطان كوه و مرداب انزلي و پير بازار و ماسوله و قلعه رودخان و پسيخان و رحيم آباد .... فرصت هاي اقتصادي بزرگي هستند كه متاسفانه نه تنها به آنها توجه نداريم ، بلكه بعضي وقت ها از اينكه گيلاني هستيم و صاحب چنين ظرفيت هاي بالقوه (و نه بالفعل البته) ، گويا شرمساريم و آن را پنهان ميكنيم و هيچ نوع تفكر و برنامه اقتصادي برايشان نداريم . نهايت برنامه ريزي مان آن است كه دريا را ديوار ميكشيم كه عفت عمومي ناسور نشود . عملكرد اجرايي مان هم كه معمولا در جهت نابود كردن منابعي است كه داشته ايم . حكايت آن گندي را كه در طرح احياي مرداب انزلي زده شد ، بخاطر داريد ؟

مخلص كلام آنكه توريسم ، يكي از معدود مزيت هاي اقتصادي ما در جهان آينده است . وقتي WTO به اين مملكت وارد شود ، اغلب و اكثر كارخانه هاي ما احتمالا فاقد مزيت اقتصادي خواهند بود و درشان تخته ميشود . اما توريسم از معدود رشته هايي است كه ميتواند براي مردم ما ايجاد كننده درآمد ملي باشد .

من كاملاً با حرفهاي سياوش خان موافقم، بعنوان مثال اگر يادمان باشد سالها پيش مربا نيز در زمره سوغات گيلان محسوب مي‌شد و كساني كه از اين استان به مناطق ديگر مي‌رفتند به همراه چاي، ماهي، برنج و كلوچه، مرباي گيلان را نيز با خود به ارمغان مي‌بردند، اين محصول در اكثر فروشگاهها و در حاشيه جاده ها بفروش مي‌رفت، اما اكنون به زحمت ميتوان مرباي گيلان را يافت. اكثر فروشگاهها انباشته از مرباي توليد شده شركتهاي بزرگ كشت و صنعتي هستند كه در استانهاي ديگر قرار دارند و اينك مرباي گيلان مي‌رود تا از اذهان مردم پاك شود.
اكنون مرباسازي از رونق افتاده و مردم گيلان نيز مرباي كارخانه هاي بزرگ را مي‌خورند، براي خارج كردن اقتصاد استان از ركود و ايجاد اشتغال مي‌توان اقدامات به ظاهر ساده اي چون رونق بخشيدن به استعدادهاي طبيعي گيلان را شروع كرد، وقتي برخي كشورها براي صدور محصولات خود حتي ذائقه مردم را تغيير مي‌دهند چرا گيلان از فرآورده‌هاي مرغوب و پرطرفدار خود بهره كافي را نمي‌برد؟ چرا نبايد زيتون پرورده را حتي به خارج از كشور صادر كنيم، گيلان محصولاتي از اين قبيل كم ندارد؟