طوفان نه، باد ملايم
ساعت ۱:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٤/۱٦  کلمات کلیدی:
روزنامه نسيم از چند روز پيش در ستون حرفهاي طوفاني خود بطور مرتب به بيانيه 66 فعال سياسي گيلان مي پردازد و در آن با واژگاني بي ادبانه قصد تخريب چهره هاي امضاء كننده را دارد. اين روزنامه ديروز نوشته است: + الو روزنامه خزر ـ بله بفرماييد + مي‌خواستم با مدير مسئول صحبت كنم ـ خودم هستم + شما ظاهراً با گيلان امروز مصاحبه‌اي داشتيد؟ ـ در چه رابطه‌اي؟ + در رابطه با يادداشت مدير مسئول معين و حرفهاي طوفاني ما در نسيم ـ مگر اشكالي داشت؟ + اولين اشكال اين بود كه عكس ديگري بجاي عكس شما چاپ شده ـ اين اشكال به همكاران مطبوعاتي ما در گيلان امروز بر مي‌گردد نه ما + يعني گيلان امروزي‌ها شما را نمي‌شناختند؟ ـ عكس برادر ما را با عكس ما كه تقريباً شبيه هم هستيم اشتباه گرفتند + شما در مصاحبه تان گفتيد كه روزنامه معين و نسيم سابقه‌اي طولاني در يكي به ميخ و يكي به نعل زدن دارند ـ منظورم بيشتر روزنامه نسيم بود اما چون معين هم برادر ما را زير سوال برده به هر دو حمله كرديم + يعني شما در نشريه خود به چپ و راست نمي‌زنيد؟ ـ ما كه از بدو تولد چپ بوديم و هنوز هم چپ هستيم + اگر اينطور است چرا رفيق شما بيانيه را امضاء نكرده؟ ـ ببخشيد رفيق ما كيه؟ + هموني كه از بدو تولد نشريه در كنار شما بوده ـ اگر منظورت برادر ماست كه بيانيه 66 نفر را امضاء كرده + منظورم بيانيه 135 نفر است ـ نكند منظورت نماينده تهرانه؟ لابد مصلحت ديدند كه امضاء نكنند + يعني ايشان پاسدار سوگندشان نيست؟ ـ ايشان قبل از نمايندگي مجلس پاسدار بودند، چرا از خودشان نمي پرسيد؟ + به نظر شما ميتوان گفت اين رفيق شما هم گاهي به ميخ ميزند گاهي به نعل؟ ـ اون براي خودش روزنامه دارد ما هم براي خودمان، امضاء نكردن ايشان ربطي بما ندارد + ظاهراً روزنامه شما وامدار ايشان است؟ ـ ببخشيد ما تمام قسط هايمان را پرداخت كرده ايم و ديگر وامدار كسي نيستيم.
و اما بعد....

متاسفانه روزنامه نسيم بدور از چارچوبهاي اخلاق حرفه‌اي و با استفاده از واژگاني نخ‌نما شده كه نمونه‌هاي آن را فقط ميتوان در چند نشريه بداخلاق معروف سراغ گرفت، وارد عرصه‌اي گرديده كه عاقبت خوشي براي آن نمي توان متصور شد.
نسيم پس از مدتها به ميخ و به نعل زدن بالاخره موضع خود را مشخص كرد اما متاسفانه بدترين موضع را در جايگاه فكري طيف خود اتخاذ و به عرصه هولناك بداخلاقي فرو غلتيده است. نسيم در مطلب خود كه در پايين به آن اشاره شده با عنوان ما چپكي دنيا آمديم با پريدن از اين شاخه به آن شاخه، تلاش نمود تا هرچه درباره خزر در دست دارد، رو كند و البته معلوم است كه جز شائبه وامداري روزنامه خزر به الياس حضرتي نماينده سابق رشت و فعلي تهران در مجلس چيزي دستگيرش نشد! اما بايد پرسيد خود مدير مسئول نسيم وامدار چه كساني است كه بعد از انتشار بيانيه 66 نفر سعي در بازپرداخت قسط‌هايش را دارد؟
مديرمسئول نسيم بايد بداند كه او مي‌تواند بازي خود را هر طور كه خواست، آغاز كند، اما بي‌گمان نمي‌تواند آن را به دلخواه خود پايان دهد. او وقتي دست به قلم مي‌برد تا همكاران خود را مورد تهاجم قرار دهد، بايد بداند ديگران نيز بي‌ترديد حرف‌هاي جالب زيادي براي گفتن و نوشتن دارند. اما مطمئناً نه با ادبياتي كه در ذهن ايشان نقش بسته است!