دیروز بوشوئیم رشت

محمدعلی ابطحی مشاور پارلمانی سيدمحمد خاتمی و رئيس دفتر رياست جمهوری در زمان خاتمی هفته گذشته به رشت آمد و متنی نيز در وب نوشت خود بر آنچه در رشت بر او رفت نوشت متن زير را از او قرض گرفته ام:
به مناسبت نزدیک شدن ۱۶ آذر به دعوت مشارکت و ستاد اصلاح طلبان استان گیلان دیروز رفتم رشت. به قول خود رشتی ها با آن لهجه شیرین گیلکی: بوشوئیم رشت. من از قدیم و ندیم استان گیلان را خیلی دوست داشتم. مردم فرهنگی خوب و مهربان و هوایی دلپذیر. ما را از فرودگاه یک راست بردند در جلسه ی ائتلاف اصلاح طلبان با حضور نمایندگان ۱۵ حزب و ۳ نفر از اشخاص حقیقی؛ همگی از چهره های معتبر شهر. خیلی جدی کارهای انتخاباتی را تقسیم کرده بودند. واحدها و حوزه های کاری را تشکیل داده بودند و در هر شهرستانی هم معلوم بود که چه کسانی مسئول هستند. از این نشاط خیلی روحیه گرفتم. از هر حوزه انتخاباتی سه برابر لیست میدادند تا در نتیجه جمعی که زمینه کمتری برای رأی دارند حذف شوند. خدا کند بعد از این که اسامی کاندیداها مشخص می شود و بعضی باید از لیست حذف شوند نیز همین روحیه ی همکاری بماند. کمی در این مورد صحبت کردم که مردم در این شرایط سخت چه قدر چشمشان به این اتاقهای تصمیم گیری دوخته شده که شاید وحدت نظر راه را برای تغییر وضعیت مجلس هموار نماید. جلسه ستاد در محل کارگزاران بود. نزدیک ظهر یک مصاحبه ی مطبوعاتی گذاشته بودند. برایم جالب بود که در استان گیلان  ۸ روزنامه و بیش از ۷۰ مجله و گاهنامه منتشر می شود. مقام اول را از این لحاظ در کشور دارند. به همین مناسبت بحث کشید به تعداد فراوان ژورنالیست های معروف کشور که گیلانی هستند و در داخل و خارج فعالیت های چشمگیر دارند. همه به نوعی از محمد قوچانی به طور ویژه ای یاد میکردند. نمیدانم آیا چیزی از آن مصاحبه را امروز و یا بعداً چاپ می کنند یا نه. نام سردار جنگل یا میرزا کوچک خان در خیابانها خیلی به چشم میخورد. رشتی ها از اینکه همه ی اهالی منطقه شمال را در تهران رشتی می نامند دلخورند. من گاهی از کسانی نام میبردم که از اهالی همان استان گیلان بودند و میگفتم رشتی، فوراً تصحیح میکردند. یک سری هم به امام جمعه ی محترم شهر زدم. آیت الله قربانی در ایام انتخابات دوم خرداد از معدود امام جمعه های کشور بود که از آقای خاتمی حمایت کرده بود. در جلسه اصلی سخنرانی در بعد از ظهر راجع به مسایل کشور حرف زدم و سئوال و جواب شد. احساس کردم در سؤالات فقط همین مسائل عمومی که در روزنامه ها بود و هست مطرح میشود. حرفهای جدیدتر کمتر وجود داشت. در مورد دانشجویان و نهضت دانشجوئی و تحریم ها و پرونده ی هسته ای و فرصت سوزی های اصلاحات و این نوع مسائل حرف زدم. تقریباً همه ی مسئولان احزاب و چهره های سیاسی اصلاح طلب شهر و نیز مسئول حزب اعتماد ملی در این جلسه آمده بودند. بر و بچه های شاخه جوانان مشارکت که بیشتر با هم بودیم و جوانان سایر احزاب سیاسی خیلی پرانگیزه بودند؛ پرانگیزه تر از مسئولانشان.  ممنونم از همراهی هاشان. موقع برگشتن در فرودگاه دو بسته کلوچه به عنوان سوغاتی خریدم و آمدیم تهران. شهرستانها از همه لحاظ خیلی پرنشاط و پرانگیزه اند.

/ 0 نظر / 7 بازدید